خبر فداكاري معلم خراساني را كه مي خواني احساس خاصي پيدا مي كني نمي داني چگونه اين همه بزرگي و از خود گذشتگي را هضم كني. به آخرين لحظه هاي زندگي اين معلم كه مي انديشي و اين كه در طول ثانيه ها توانسته چه تصميم بزرگي در عرض زندگي بگيرد، احساس دو گانه اي از حيرت و افسوس وجودت را فرا مي گيرد. حيرت از بلندي روح انسان و افسوس از فاصله ي ما تا اين همه ايمان وانسانيت . در زندگي هر فرد، هيچ چيز با ارزشتر از جان او نيست و كسي كه جان خود را براي زنده ماندن ديگري ايثار مي كند، بايد روح بزرگ و آسماني داشته باشد .
نمونه ي اين از خود گذشتگي ها را در جنگ و در دلاوريهاي شهيدان عزيزمان سراغ داريم آنان به نيت رشادت و شهادت پا به عرصه گذاشته بودند و از پيش آماده ي آن بودند ليكن محمود رضا واعظي نسب ، معلم نيشابوري، دانش آموزان را به اردو برده است و درك اين واقعيت كه او در حساسترين لحظه زندگي توانسته بهترين و برترين تصميم را بگيرد و جان دانش آموزش را از مرگ برهاند ،مايه مباهات همه ي انسان ها و خاصه معلمان سراسر كشور است .
آخرين درس« واعظي نسب» مرور ماندگارترين درس تمامي انسانهاي والا مقام و فداكار در طول تاريخ بوده است. ايمان ، شجاعت ، فداكاري و حس وظيفه شناسي در اين معلم ،مثال زدني و شايسته ي ستودن است و به حق جامعه بايد سپاسگزار اين انسانها باشد چه آن معلمي كه جانش را فدا كرد و چه آن معلمي كه در اروميه هزينه ي درمان دخترك دانش آموزش را با احساس مادرانه به او ايثار كرد . به قول حكيم فردوسي:
دليري زهشيار بودن بود دلاور سزايش ستودن بود
البته جاي ترديد نيست كه اين شيوه و مرام تمام معلمان كشور است و « آقاي واعظي نسب» و « خانم كنعاني » نمونه اي از اين عزيزان هستند كه با تعهد و سخت كوشي و با فرهيختگي نسل آينده ساز كشور را به سوي بالندگي و شكفتگي هدايت مي كنند.
اين معلم فداكار، كه درس « دهقان فداكار » را براي عموم ملت ايران زنده كرد و از آن فراتر رفت و منزلت رفيع معلمي را جاودانه ساخت،براي هميشه در ذهن هوشيار مردم ايران زنده است كه چه خوش گفت :
سعديا مرد نكو نام نميرد هرگز مرده آن است كه نامش به نكويي نبرند