تاريخچه علم ديني :
- سابقه «علم ديني» در حدود 70 سال است . آنچه موجب شد علم ديني مطرح گردد اين است كه از قرن 18 به بعد علم به شكل يك بت درآمد كه گمان مي بردندقادر به پاسخگوئي به همه چيز است . حتي پيش بيني كردند كه تاآخر قرن بيستم علم به همه چيز پاسخ مي دهد و بساط دين برچيده مي شود ليكن از آنجا كه بهشت موعود آنان محقق نشد ، عده اي از دانشمندان به سمتي رفتند برمبناي آن كه علم آن طور كه تصور مي شود خالص نيست و حجم وسيعي از متافيزيك در خود دارد.
- مرحوم ابوعلاء مولودي در جهان اسلام نخستين كسي بود كه به اين موضوع ( علم ديني ) پي برده و آن را مطرح كرد. مولودي اين گونه تحليل كرد كه آنچه به نام علم مي ناميم 2 بخش دارد ، يك بخش جمع آوري اطلاعات است يك بخش تعميم ها و تعبيرهايي است كه به علم اطلاق مي شود. وي معتقد بود كه هر دانشي كه به نفع ما باشد وبه درد بشر بخورد اين دانش اسلامي است ونبايد علم را به ديني و غير ديني و سكولار و غير سكولار تقسيم كنيم.
- در دهه ي 60 ميلادي ، مكاتب متعددفلسفه در علم رشد كرد . اين مكاتب در يك چيز اشتراك نظ داشتند ومعتقد بودند آنچه به نام علم مي ناميم ناخالصي هايي دارد و در درواقع ذهنيات ما در برداشت ازقضايا اثر مي گذارد .هايزن برگ ، دانشمند آمريكايي مي گويد من متوجه شده ام كه دانشجويان ژاپني و چيني مطالب را راحت تر هضم مي شود تا دانشجويان اروپايي و اين يعني تأثير ذهنيات آنان در فراگيري و توحيد علم .
محدوديتهاي علم :
- سوالاتي در داخل علم مطرح مي شود كه نمي توان با علم به آن پاسخ داد . علم نمي تواند شادي ها و ارزشها را توضيح دهد.( محدوديتهاي علم) با بروز اين محدوديتها دانشمندان به اين نكته توجه كردند كه علم داده هاي خالصي نيست و اضافات دارد.
« مكن روس» از طرفداران دارو ينيسم دريكي از سخنراني هاي خود اعتراف كرد كه حتي بر زيست شناسي طبيعي هم يك فلسفه ي تكاملي سايه انداخته است .
- واقعيت اين است كه علم معاصر شديداًبه ديدگاههاي طبيعت گرايانه آغشته شده است . بايد اين ديدگاهها و تعابير را از خود علم جدا كنيم . حال نكته اين است كه آيا مي توان يافته هاي علم را از تعابير جدا نمائيم ؟. اين بدان معناست كه كتب علمي صرفاً يك سري جدول باشد زيرا به محض ورودتعليم و تعبير تجاوز پيش مي آيد.
ضرورت علم ديني
- علم ديني به 2 لحاظ معنادار است 1- نظري 2- عملي
از لحاظ نظري : در نظريه هاي بنيادي علم قادر نيست جواب يگانه و صحيحي بدهد.مثلاً در كيهان شناسي ، داده ها را مي توان با انواع و اقسام تعابير جلوه داد . اگر بخواهيم مباحثي چون انسان ، روح – شعور و ..... را بررسي كنيم ، علم پاسخگو نيست. نه مي تواند اثبات كند ونه مي تواند نفي كند.
- از نظر عملي : توجه كنيم كه مثلاً بوجود آمدن موجودات ذي شعور از لحاظ مادي بايد از يك مراحل خاص پيروي كند و حتي ميلي متري نبايد جابجا شود. 2 تعبير براي اين مهم وجود دارد اول كه اين تنظيم ظريف، قدرت خداوندي است . تعبير ديگري هم است كه مي گويد بيليونها – بيليون جهان وجو د دارد و در هركدام شرايط متفاوت است و طبق آمار و احتمالات يكي از آنها مي توانسته است اين شرايط را داشته باشد يعني براي رد فرض وجود خداوند ، فرض متا فيزيكي تعدد جهانها را طرح مي كنند.
- علم هرگز نتوانسته است شعور انسان را توضيح دهد. اين در حالي است كه در مورد جهان ،دست ما روبه روز از تجربه كوتاهتر مي شود.
توجه به ابعاد علم ديني
- يكي از ابعاد علم ديني آن است كه هرگاه به سراغ مسائل علم عامه مي پردازيم به متافيزيك اسلامي توجه كنيم.هم اكنون طبق آمار 25 تا 50 درصد از مهندسان و دانشمندان جهان دست اندركار ايجاد وسايل مخرب هستند و اين نشان مي دهد كه علم بايد ارشاد و هدايت شود و اين يعني ارزشها بايد حفظ شود.
نقش قرآن در علم ديني :
- تعابير گوناگوني از علم ديني شده است كه گاه باعث دافعه ي آن شده است اين كه بگويند مابايد از نو شروع كنيم و تمام دستاوردهاي علوم را كنار بگذاريم تعبيري است كه باطل است اين هم كه بخواهيم كشفيات ديني را از قرآن و احاديث درآوريم چندان درست نيست . هرچند كه در اين موارد نكات بسيار علمي وجود دارد وما منكر آن نيستيم. اما اينها فقط الهام بخش هستند و نمي توان كشف طبيعت را به كشف احاديث موكول كنيم . نياز داريم علم را فرا بگيريم به وجه اكمل و در علم و فلسفه بيشرو باشيم.
- يك نكته مهم در مورد قرآن و مورد غفلت واقع شده است و آن اين كه اگر در مورد يافته هاي جزئي علم بايد كاوش كنيم بايد اپيسدومولوژي را از قرآن فرا بگيريم كه هم به حق و به شعور ما را راهنمايي كنند . جهان را بسيار وسيعتر از آنچه مي ينيم جلوه مي دهد. در تئوري شناخت ، قرآن بسيار كمك مي كند، قرآن الهام بخش است بويژه در معرفت شناسي كه ابزار علم است.
- اين غلط است كه بگوئيم علم را نمي توان با دين جمع كرد . بنابراين علم را كنار بگذايم .درست است كه بينشي كه علم به ما مي دهد بسيار محدود است . علم آينده ، علم بي دين نيست زيرا بايد هم رفاه مادي را تأمين كنيد و هم نيازهاي اخلاقي ما را .
خواجه نصيرالدين طوسي الگوي خوبي براي ايرانيان است. وي در عين حال كه كاشف فرمولهاي رياضي است استاد فلسفه و دين و عرفان هم هست .
- جالب است كه در ايران مقاومت بيشتري در برابر علم ديني مي شود كه درساير كشورها ديده نمي شود . يك خوف وجود دارد كه علم را بايد كنار گذاشت.
تعريف علم ديني :
منظور از علم ديني ، علمي است كه زمينه ي آن مفروضات متافيزيكي و خداوند است .
دلايل روگرداني مجامع از كسب علم تجربي و كاهش رويكرد مجامع اسلامي از علم:
اينكه چرا علم تجربي درجهان اسلامي رو به خامشي گذاشته است رامي توان در اين موضوع خلاصه كرد كه :
1- حاكميت مكاتب ضد عقل گرايي مثل اشعري كه با روي كارآمدن برخي از سلسه ها مثل سلجوقيان و ....بوجود آمد زمينه ي عقل گرايي را از بين بردند و مي گفتند علم بايد شريعت باشد. افول عقل گرايي لطمه زيادي به مازده است بويژه آن كه اين افول همزمان شدبارشد عقل درجهان غرب والان يك اراده اي در جهان غرب وجود دارد كه جلوي رشد را در جهان اسلام بگيرند مثل مقاله نويسي و ....
2- كليه اطاعات آزمايشگاههاي علمي جهان اسلام و ايران به جهان غر ب داده شود.
3- نهضت خودباوري و اعتماد به نفس لازم داريم . در ايران از سفارش اسلام به كسب علم رويگرداني شده است .
راههاي دست يابي به علم ديني :
بايد 3 چيز معلوم شود : حوزه دين كجاست؟– حدود علم كدام است؟– چه بخشي از علم خالص است؟
تلقي ما از دين چيست؟ ايا فقط بعد عبادي را مي پذيريم . رابطه علم و ين رابطه طولي است .دين به ما دستور كاوش طبيعت داده است و علم هم كاوش و آزمايش و نظريه پردازي است.
آيا علم خالص داريم؟
- علم نسبتاً خالص داريم در جايي كه تجربه مي كنيم علم خالص داريم . مشاهدات ما علم خالص است اما هرگاه مي خواهيم بهم وصل كنيم تعابير دخالت مي كنند.
آنجا كه تئوري عام مي سازيم از علم خالص دور مي افتيم . از علم خالص نتيجه گيري در زندگي مي كنيم .
- علوم انساني روز ، بسيار متأثر از علوم تجربي است وبراي همين براي مردم واضح نيست. ايده اي كه در فيزيك دارد، در اقتصاد هم بكار مي گيرد. مثلاً جامعه انساني را يك جامعه مولكولي در نظر مي گيرد.
- شوراي انقلاب فرهنگي د رترويج علوم ديني در دانشگاهها و... كوتاهي كرده است و صرفاً در حد تئوري ( نقشه علمي كشور) طرح شده است و عمدي نبوده اما قصور شده است .